پيشگفتار
آيا بر اين
کرهي خاکي هيچ چيز بااهميتتر و
حساستر از انسان، توانايياش در
انديشيدن، خلق و ابداع، مهرورزي،
عشق، همدردي، و تلاش براي
پاسخگويي به اين امور تواند بود؟
همين ويژگيهاي مثبت آدمي است که
در چارچوب خانوادهاي باثبات، و
مبتني بر ساختاري اخلاقي شکل
ميگيرد و تجلّي مييابد. اگر اين
ساختار کج بنا شود يا فرو ريزد،
بسياري از انسانها مسير زندگي
خويش را گم خواهند کرد و سويهي
تاريک طبيعت آدمي بر سويهي شريف
و نيکويش غالب خواهد شد.
نويسندهي کتابي که در دست داريد
را بيم از همين غلبه به نگارش اين
اثر واداشته است. وي، با نگراني
از تيره شدن آسمان معنويت با
ابرهاي تباهي و گمراهي، و نيز
دغدغه نسبت به آيندهي فرزندان
خويش، سالياني را به پژوهش در باب
همين مسأله گذراند و کوشيد تا با
جستجو در منابع اسلامي چارهاي
براي اين گمگشتگي بيابد.
جهش
در واقع حاوي طرحي بديل است براي
ازدواج در جهان مدرن معاصر؛ جهاني
که دوستيهاي دختران و پسران با
آنچه اسلام بدان فراميخواند
فاصلهي بسيار دارد. نويسنده، با
بازگشت به سرچشمههاي اصيل ديني و
اتکا به آنها، و با گذار از
سنتهاي اجتماعي که روزگاري
پاسخگوي نيازهاي زمانه بودند اما
اينک پويايي خود را از دست
دادهاند، کوشيده است تا راهي را
براي جوانان اين نسل ترسيم کند.
هدف اصلي نويسنده، کاهش ميزان
طلاق و فروپاشي بنيانهاي خانواده
و پيامدهاي منفي آن براي فرد و
جامعه بوده است.
جهش
از پنج فصل و دو بخش تکميلي فراهم
آمده است. فصل نخست، بازگشتي به
گذشته و انديشهاي دوباره در
يافتن راه حلهاست.
فصل دوم، چگونگي گرد آمدن گروهي پژوهشي را شرح ميدهد که اين تحقيق
را به انجام رساند و دستاورد خود
را در سميناري به آگاهي دانشجويان
رساند. اين فصل از آمار طلاق،
پيامدهاي منفي آن، و اهميت اين
مسأله پرده برميدارد؛ مضموني
اصلي که در جايجاي اين کتاب
تکرار ميشود.
فصل دوم،
از آشنايي ميان دختران و پسران
پيش از ازدواج سخن ميگويد، با
تأکيد بر اين نکته که سازگاري و
شناخت، اساس هر ازدواج موفقي است.
سه نوع ازدواج رايج در کشورهاي
عربي-اسلامي در اين فصل بررسي
ميشوند.
فصل سوم، عناصر ازدواج را بيان ميکند:
عقد، مهريه، شاهد، اجازهي
سرپرست، سازگاري، عقل، بلوغ و سن،
و اينکه کداميک از اين عناصر
لازمند.
فصل چهارم فصلي است که
جهش
اصلي و ارتباط آن با اخلاق و
زمانمندي در ازدواج توضيح داده
ميشود. در هر مورد به آيات و
احاديث متناسب با بحث ارجاع و
استناد شده است.
فصل پنجم عمدتاً صرف شرح مسائلي ميشود که معرفي طرح و نظام آشنايي
(معارفه)
در پي دارد. در اين فصل ابعاد
مختلف ازدواج زمانمند، شروط آن،
نقش عواطف و احساسات، آزادي در
انتخاب، سوءفهمهايي که در مورد
رابطهي جنسي وجود دارد، و
مسؤوليتهاي زن و مرد تبيين
ميگردد.
بخش خاتمه حاوي چکيدهاي از بحثهاي پيشين، و نيز جمعبندي مطالب
پيشگفته در کنار پاسخ به برخي
پرسشهاست.
و بالاخره در بخش ”سندها“ تصاويري
از برخي منابع مهم که در ضمن کتاب
به آنها استناد شده و واجد اهميت
ويژهاي بوده، آمده است.
همچنين کوشيدهايم در پايان کتاب،
فهرست نسبتاً کاملي از اسمها،
اصطلاحها، آيهها، و حديثها
بياوريم تا خواننده بهراحتي
بتواند مطلب مورد نظر خود را
بيابد.
اين کتاب در سال 2003 در بيروت به
چاپ رسيد. ترجمهي انگليسي اين
اثر نيز در سال 2005 در امريکا
منتشر شد، که مخاطبانش عمدتاً
مسلمانهايي بودند که در خارج از
کشورهاي اسلامي زندگي ميکنند.
ترجمهي فرانسوي اين کتاب نيز تا
چند ماه ديگر در دسترس خواهد بود.
همچنين ميتوانيد متن اصلي عربي
اين کتاب را در اين آدرس بيابيد:WWW.Alousra.com
نويسندهي اين اثر نه در پي اجر
مادي است و نه جوياي نام. او
خواسته است با اين اقدام در
وهلهي نخست رضايت خداوند را کسب
کند و سپس خدمتي به جوانان و
خانوادههاي مسلمان کرده باشد.
آنچه نويسنده را خشنود ميسازد
بيان ديدگاهها، اشکالها،
پيشنهادها، و پرسشها از سوي
شماست. خوانندگان ميتوانند با
اين آدرس با نويسنده در ارتباط
باشند:
dar_al_ousra@hotmail.com
نويسنده بر اين باور است که سيستم
جديدي که در اين کتاب به معرفي و
شرحش پرداخته، ميتواند در کاهش
آمار طلاق و اختلافهاي خانوادگي
بسيار تأثيرگذار باشد. با
اينهمه، وي معتقد است که براي
پذيرفته شدن اين سيستم از سوي
جوامع اسلامي و خانوادههاي
مسلمان به زمان نياز است. اما
بالاخره بايد از جايي آغاز کرد.
شعار و باور اساسي نويسنده اين
است که شرع اسلام و آموزههاي آن
موجب ثبات اجتماعي و خوشبختي فردي
خواهد شد و در نتيجه بسياري از
معضلاتي را که اينک خانوادهها با
آن مواجهاند حل خواهد کرد.
همچنين در پايان کتاب،
فهرستي از شرطهايي که به هنگام
عقد بايد به آنها توجه کرد تهيه
شده است. اين فهرست البته کامل
نيست، اما ميتواند الهامبخش
باشد و بهسان سرمشق مورد استفاده
قرار گيرد.
ناصر رضا
مقدمه
خوانندگان گرامي؛
يکي از صفات بارز و عبرتانگيز
نظام خلقت، مرحلهاي بودن آن است؛
و کتاب حاضر، اين فلسفه را يکي از
خاستگاههاي فکري خود قرار داده
است.
با
نگاهي دوباره و ژرف به جهان پر
رمز و راز هستي درمييابيم که
خالق متعال، گرچه ميتواند هستي
را به يکباره و در يک مرحله به
صورت نهايي که امروز آن را
ميبينيم، با کلمهاي بيافريند
﴿کُن فَيکُون﴾[1]
و موجوديت بخشد، اما نظام خلقت
را تدريجي و مرحلهاي قرار داده
است تا درسي بزرگ براي ما
انسانها، و الگويي راهگشا براي
زندگيمان فراهم آيد.
عظمت و حکمت الهي در خلقتِ
مرحلهاي آدمي جلوهاي ديگر دارد.
خداوند متعال، براي هر مرحله از
مراحل رشد و نموّ جسماني و عقلاني
انسان، قوانيني دقيق و نظامي خاص
قرار داده که او را براي ورود به
مرحلهي بعدي آماده ميسازد، به
طوري که انسان زماني جوازِ ورود
به مرحلهاي جديد را مييابد که
مراحل قبلي را پشت سر نهاده باشد.
بدينسان است که خداوند اين نظام
مرحلهاي را بهسان ِ سنّت حيات
وضع کرده است.
باري، اين مختصر، مقدمهاي بود
براي ورود به بحث از مهمترين هدف
زندگي اغلب آدميان (اگر نگوييم
همهي
آنان)
که
براي رسيدن به آن تلاش ميکنند:
ازدواج؛ امري که متأسفانه امروزه
در جوامع شرقي ما به شکلي درآمده
است که با قانون خلقت و سنّت
حيات، يعني مرحلهاي بودن آن،
مغايرت دارد؛ مغايرتي که ثمرهي
آن چيزي جز
افزايش دردها و نابسامانيهاي
اجتماعي اين جوامع نبوده است.
ما
در جوامعي زندگي ميکنيم که
سايهي
عادتها و سنتها بر آن سنگيني
ميکند،
عاداتي که در اعماق شخصيت و
انديشهي مردم اين جوامع ريشه
دارند و در برخي مواقع صورتي غير
معقول و غير منطقي به خود
ميگيرند و نقشي اساسي را در سست
کردن پايههاي نهاد ازدواج ايفا
ميکنند. در جوامع ما، برخي از
افراد، ناخواسته و تنها با يک
نگاه، درهاي زندگي مشترک را به
روي خود ميگشايند؛ غافل از
اينکه عشق، برخاسته از رغبتي
آشفته و نگاهي گذرا نيست. عشق
واقعي هنگامي حاصل ميشود که
عواطف بشري ــ بنا بر نظام
هستيــ مراحل کاملاً آگاهانهاي
را طي کرده، و نقش سازندهاي در
تکامل شخصيت انسان داشته باشد.
اين همان عشقي است که خداوند آن
را ارج مينهد.
دوستان؛ کتاب حاضر با کتابهاي
ديگري که در اين زمينه
خواندهايد کاملاً تفاوت دارد.
اين کتاب بر انديشههايي پيچيده،
پوسيده، و خشک مبتني نيست. آنچه
در اين کتاب خواهيد خواند برآمده
از فطرتي پاک و عقلي آزادانديش
است. ما ميخواهيم يادآور نظامي
باشيم که با فطرت الهي که خداوند
در درون انسانها نهاده، مطابقت
دارد؛ ميخواهيم با کمک شما، به
راهکاري فکري، اجتماعي و اخلاقي
براي انتخاب درست شريک زندگي دست
يابيم. خواهيد ديد که در اين
راهکار، عقل نيرومندتر از عاطفه
است. چنين است که عقل و احساس،
يکديگر را کامل ميکنند.
ما
ميخواهيم در اين کتاب راهکاري
انساني و واقعگرايانه ارائه
دهيم. اين کتاب ميکوشد تا شايد
بتواند گامي جهت تشکيل
خانوادههايي استوار و سعادتمند
در جامعهي بزرگ اسلامي بردارد.
وقت آن فرا رسيده است که مسلمانان
در جايگاه واقعي خويش قرار گيرند،
تا خود الگويي براي جوامع ديگر
باشند و از پيروي و الگوبرداري از
قوانين و ارزشهاي غربي دست
بردارند.
کتاب حاضر جهشي است جسورانه در
جهت گذار از تنگناهاي دست و پاگير
سنتهاي اجتماعي، به سمت افق
گسترده و سراسر مهر و محبت و
گشايشگر تعاليم اسلامي. اين کتاب
کتابي است براي همهي آحاد مردم،
با هر نوع گرايش فکري، اجتماعي و
ديني که دارند؛ کتابي است براي هر
انساني که در درون خود به انسانيت
و عدل و وفاداري و آرامش عشق
ميورزد و ميکوشد تا خانوادهاي
را بنا نهد که زندگي در آن، از
سردرگمي و افسردگي و احساس شکست
به دور باشد.
نويسندهي اين کتاب، مطالعهي
آنرا قبل از هر کس، به فرزندان
خود پيشنهاد ميکند؛ جواناني که
آرزو دارند روزي نيمهي ديگر خود
را يافته، با چشماني باز و
برنامهاي روشن و به دور از
احساسات، وارد زندگي زناشويي
شوند، مبادا با ازدواج، تن به
سرنوشتي مبهم داده، به جهاني
ناآشنا پا نهند.
دوستان؛ ما اميدواريم که اين کتاب
را با روحيهاي کنجکاوانه، و
بهسان کسي که در پي حقيقت است،
مطالعه کنيد؛ به دور از هر گونه
تعصّب کورکورانه، چرا که همين
تعصّب کورکورانه و تفکّر خشک و
انعطافناپذير است که جامعهي
اسلامي را به قعر انحطاط و ضعف و
تفرقه کشانده است. ما مسلمانان،
چه همعقيده باشيم و چه مخالف
يکديگر، بايد بهواسطهي روحيهي
برادري و عطوفتي که در قرآن
کريم تجسم يافته، از يکديگر
درگذريم و اين کلام را آويزهي
گوش سازيم که ”و همگي به رشتهي
الاهي درآويزيد و پراکنده نشويد.“[2]
[1]موجود شو، بیدرنگ موجود میشود.
یس،82. آیات قرآن کریم در این
کتاب بر مبنای ترجمهی فارسی آقای
بهاءالدین خرمشاهی ترجمه
شدهاند: تهران، انتشارات نیلوفر،
جامی، چاپ اول، 1375.
[2]”واعتصموا
بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا“.
آلعمران، 98
* * * * *